مدیران مشفق: وبلاگ اطلاعات مدیریتی و اقتصادی

نیما مهمان عزیز مشفق

 20140115222619(16)

دیروز در جمع خود مهمان عزیزی داشتیم. آقای دکتر نیما میرستوده برای دوستان ما در سازمان مدیریت صنعتی و سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران چهره ای آشناست. به قول خودش افتخارش معلمی و شغلش مدیریت است. نیما پس از دوره ای که در مدیریت صنعتی مدیر آی تی بود، با همین مسئولیت به گسترش و سپس به ایران خودرو رفت. چهار سال پیش او هم چون بسیاری از جوانان شایسته کشور به استرالیا مهاجرت کرد و خوشبختانه در آن جا بسیار خوش درخشید.
اتکا به نفس، وفای به دوستان و صمیمیت وی به همراه ذهنی پویا و دانشی گسترده در حوزه ی آی تی از او چهره ای زبانزد در بین دوستان ساخته است. در سفری کوتاه که به تهران دارد دعوت مرا برای برگزاری دوره ای چهار ساعته در شرکت مشفق پذیرفت. این بار سخن از نقش شبکه های اجتماعی در توسعه کسب و کار بود.
او برایمان از این گفت که بیش از هشتاد درصد از شرکت ها در جهان صنعتی از امکانات شبکه های اجتماعی برای گسترش بازار خود استفاده می کنند. آهنگ رشد این مشارکت هم بسیار بالاست. این که مردان سیاست و کسب و کار در جهان و اخیراً در ایران در شبکه های  مزبور حاضرند گواهان آن است که ماجراهای بسیار با ارزشی در این فضای مجازی در حال روی دادن است.
هویت های شخصی و اجتماعی در این بستر ها در حال شکل گیری است. این شبکه ها که هر یک با شیوه ای خاص و با هدف گیری مخاطبان ویژه طراحی شده است و نفوذ آن ها پیر و جوان نمی شناسد. در جوار آن ها گسترش وبلاگ ها برای آن که در هر لحظه افراد بتوانند دانش خود، و برداشت های خود را به همگان انتقال دهند گسترشی عظیم دارند. چنین است سایت های اشتراک گذاری عکس و فیلم که در شکل دهی خواسته های بازار و نیز کشف منویات توده ی مردم و ایجاد فرصت های واقعی کسب و کار بسیار توانا تر از ابزار کلاسیک بازار پژوهی و بازار سازی فعال هستند. او این ایده را در ذهن دوستان ما کاشت که برای ایجاد اعتماد در بین مخاطبان سازمانی باید در تعامل گسترده با ایشان بود و شبکه های اجتماعی بستر این تبادلات را به شیوه ای ارزان ایجاد کرده است.
میر ستوده چون گذشته پر شور و نشاط و مسلط در کلاس حاضر شد و درس او زمزمه ی محبت آن ادیب بود که به گفته ی نظیری نیشابوری شاعر اوائل دوران صفویه همه را به مکتب گشانده بود:
درس ادیب اگر بود زمزمه ی محبتی      جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
20140115222619(10)
او مانند یک رهبر ارکستر با حرکت های تند دست و تغییرات گیرای وضعیت چهره، ذهن دانش آموزان را هشیار و باز نگه می دارد و پس آنگاه دانسته های با ارزش خود را چون پرتو هایی از نور از این پنجره های گشاده به درون ذهن آن ها روانه می کند. دوستان ماهم پیر و جوان بر سر ذوق آمده و پیوسته مضمون کوک می کردند و می خندیدند و می خنداندند و لحظه لحظه های درس را نیوشیدند. من هم از کلاس فیلم می گرفتم و دلم هم از شادی لبریز بود.

20140115233700(8)

در آن شب سرد زمستانی، در جمع دوستان ما در مشفق به گفته ی باستانی پاریزی
“بر سر ما ز در و بام و هوا گل می ریخت”
جای همه ی شما دوستان خالی بود.
اگر مایلید با آقای دکتر نیما میرستوده در تماس باشید از طریق سایت linkedin می توانید با او پیوند برقرار کنید. نشانی الکترونیک او هم عبارت است از:
nima.sotoudeh@uxcconsulting.com.au; or nima@mirsotoudeh.com
شاد و خوش باشید.
ناصر فلاح
بیست و ششم دیماه نود و دو
  • سلام بر مهندس فلاح عزیز، مدیری دلسوز؛ سخت کوش و آگاه به دانش روز،
    متاسفانه برخلاف علاقه شدیدم، نتونستم در این دوره شرکت کنم. اما اول هفته که در کنفرانس بین‌المللی مدیریت در مرکز همایش های رازی حضور داشتم، موضوع یکی از مقالاتی که ارایه شد بازاریابی در بازار متلاطم بود و ارائه دهنده، مطالب جالبی در مورد نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی امروز عنوان کرد که بسیار جالب بود. امیدوارم بازهم شاهد برگزاری جلسات آموزشی با حضور این جمع صمیمی باشیم و من هم توفیق حضور پیدا کنم.

    • سلام بر شما آقای مهندس رستگار نیای عزیز
      جای شما در این برنامه آموزشی خالی بود و امیدوارم در برنامه های دیگر موفق به دیدار شما باشیم. تجربه ی این دوره من و دیگر دوستان در مشفق را به اندیشه ای دیگر کشانده است و آن برگزاری بیشتر دوره هایی است که یاران مشفق داشته های خود را با هم به اشتراک بگذارند! من امیدوارم این شیوه آموزشی با توجه به دانش و تجربه ی عمیق دوستان سهامدار و یا مدیر ما در حوزه های مختلف بزودی عملیاتی شده و سطح عمومی دانش همه ی ما را ارتقاء دهد.

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را دنبال کنید، بوسیله‌ی RSS 2.0 خوراک.