مدیران مشفق: وبلاگ اطلاعات مدیریتی و اقتصادی

خوش آمدید

 Flower Line 1

“به نام خداوند جان و خرد”

(حکیم ابوالقاسم فردوسی)

دوستان سلام!

 نه سال پیش، ما، چهار دوست، با بیش از بیست سال آشنایی و شناخت از توانایی های یکدیگر، چند گردهمایی پر ثمر داشتیم. سخن از آینده بود و نقشه ی راه آینده. عبور از مرز پنجاه سالگی تلنگری به روح ما زده بود. روند دیگر گونی های کشور در آن روزها آینده ای خوش برای مدیریت و اقتصاد را نوید نمی داد. اما از سویی دیگر دانش و مهارت ها ی مدیریتی هر یک از دوستان به گونه ای در فراز بود.

همیشه بر این باورم که باید در برابر داشته های خود پاسخگو باشم. باید به توانم پاسخی سر فرازانه به این پرسش بدهم که: “با آن چه داشته ام چه کرده ام”. همین اندیشه است که رخصت از پا نشستن نمی دهد. به راستی هنگامی که با چند ساعت کار بیشتر می توانم برای خانواده ای جوان و نو ریشه، امید به زندگی بیافرینم، نشستن چرا؟ یاران من هم بر این باور استوارند.

باید کاری می کردیم که در خور ما بود. هنر و پیشینه ی ما را می شد در یک واژه ی زرّین گنجاند: “کار آفرینی”. کار آفرینی به اندیشه ای نو در بازار کار، سرمایه  و همتی والا نیاز دارد. پیشنهاد محمود شریعتی برای ایجاد یک واحد تولید لوله چدن نشکن برای انتقال آب بین شهر ها با خوش آمد همه ی یاران روبرو شد. این یک ایده ی عملی بود.

ما دوستان بسیاری داشتیم که در پس سال ها زندگی و کار شرافتمندانه، بدون انباشتن انبان خود از مال مردم هنوز پر تلاش بودند ولی نگرانی خود از آینده را پنهان نمی کردند. بیشتر ایشان به مرز های بازنشستگی نزدیک شده بودند و در اندیشه ی فردای خود و همسر و فرزندان خود بودند.

دوستان ما این تجربه را داشتند که در پی روند های جهانی و تمکین دولت به سیاست عاقلانه کوچک کردن اقتصاد های دولتی، و در فرآیند خصوصی سازی، بنگاه های بزرگ یکان یکان از مرکزیت سازمان گسترش و نو سازی صنایع ایران رها می شوند بی آن که نقشی جدی برای مدیران آن ها در نظر گرفته شده باشد. هیجان ایجاد و تقویت نهاد های عمومی وابسته به کارگزاران دولت، اندیشه به کار گیری تجارب مدیران را درنوردیده بود. منطقی بود که ما همان گونه که همیشه در اندیشه ی فردای بنگاه های خود بودیم این بار به فکر فردایی بهتر برای خود باشیم.

برایمان روشن بود که دعوت برای کاری مشترک از همه ی آن هایی که در طی سالیان دراز و پر تنش پس از انقلاب و جنگ و بازسازی ها یکدیگر را آزموده بودیم پر نفوذ و گیرا خواهد بود. ما از دوستان خود در وحله ی نخست می خواستیم به ما اعتماد کنند. پس انداز های نه چندان بالای خود را در اختیار ما بگذارند تا از آمیختن این نهاده با تجربه و مدیریت و دانش کارشناسی خود و برخی از آن ها هم تولیدی برای کشور، هم کار برای جوانان خود و دیگر مردمان و هم سودی در خور اعتنا برای همه ی یاران خود فراهم کنیم.

هدف ساختن کارخانه تولید لوله های چدن نشکن طبیعی و اجرایی ترین هدف بود که هر چهار تن باورش داشتیم و می توانست برای دیگران نیز پذیرفتنی باشد که ما در دستیابی به این هدف موفق خواهیم بود. ما سال ها در شرکت لوله و ماشین سازی ایران مدیریت این بخش از بازار کسب و کار در کشور را تجربه کرده بودیم. با همه ی گوشه های فنی، بازرگانی و مدیریتی آن آشنا بودیم. گروه کوچک ما و دوستانمان تجربه ی گرانقدر ایجاد و اداره ی ده ها واحد صنعتی بزرگ را داشت

رشد نگرانی آور کم آبی در فلات ایران و کشور های پیرامون آن مدیران دولتی را به این باور کشانده که با اندکی اهمال در تدارک و پخش آب شیرین در کشور به پیشواز بحران های گسترده اجتماعی خواهند رفت. هر نوع سیاستی که از روی خرد تنظیم شود به این شاخه از صنعت توجه خاص خواهد داشت و کارگزارانی که به آن بی توجه باشند با ترکه واکنش های اجتماعی ادب خواهند شد.

همه ی ابزار کاری شایسته فراهم بود: دانش کار، سرمایه حد اقلی، بازار، همت اجرایی انسان هایی پر توان و امین دیگر کسان. توکل نیاز بود و گام گذاردن به جاده ای که ما را به هدف می رسانید.

شرکتی بنیان نهاده شد که نام آن از در هم آمیختن ابتدای نام مقصودی، شریعتی، فلاح و قرینی، ساخته شده است. نام هایی که دوستانمان ما را به آن می شناسند. ، واژه ی “مشفق” برای نام شرکت پیشنهاد من بود که با خوش آمد دوستان روبرو شد. ترتیب چیدمان این حروف به گونه ای که برای پارسی زبانان مفهوم باشد یگانه است، هر چند که خود کلمه ای تازی است. این واژه برای همه ما مفهومی ژرف و گویا دارد. یاران دیگری هم که بعد ها به جمع پیوستند همه “یاران مشفق” هستند. می دانیم که مهر، دوستی و یک رنگی ویژگی یاران مشفق است.

بیش از هشت سال از تولد شرکت توسعه ی صنعتی مشفق می گذرد. آرزو بنیان گذاران آن است که این نهاد اقتصادی آمده باشد تا بماند و برای همه ی ما، برای فرزندانمان و برای همه ی مردمان گیتی خیر به همراه داشته باشد.

این تار نوشته با این هدف ایجاد شده است که پیوند دیگری باشد بین مدیران و “یاران مشفق”. تا در آن از آن چه کرده ایم و خواهیم کرد با هم سخن به گوییم. مدیران مشفق به خوبی می دانند که سرمایه اصلی آن ها اعتماد شما “یاران مشفق” به ایشان است و امیدواریم تا ایجاد این ابزار رشته ی اعتماد بین ما را محکم تر کند.

ناصر فلاح

بیست و دوم آذر ماه نود و دو

 green line 1green line 1

به وبلاگ مدیریتی-اقتصادی “مدیران مشفق” خوش آمدید.

  • «بیا تا عاشقی از سر بگیریم
    جهان خاک را در زر بگیریم
    بیا تا نوبهار عشق باشیم
    نسیم از مشک و از عنبر بگیریم
    زمین و کوه و دشت و باغ جان را
    همه در حلّه اخضر بگیریم

    آن زمان که کشاورزی تخمی را در خاکی هر چند لطیف و غنی میکارد، در پس ذهن منتظرش اندکی نیز به بی ثمری کارش می اندیشد. حال چه رسد به خاکی ناسازگار و سنگلاخی ناهموار. غرض این که در این زمانه که بی شک بر صاحبان خرد، شرایط ناسالم اقتصادی کشور اثبات شده است، مدیران مجموعه مشفق با همتی ستودنی دست به کار بزرگی زده اند. تخمی کاشته اند که در پناه الطاف حضرت حق مثل دانه ای شد که “هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد”. امید که همچنان از مصادیق “والله یضاعف لمن یشاء” باشند. ان شاء الله

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را دنبال کنید، بوسیله‌ی RSS 2.0 خوراک.