مدیران مشفق: وبلاگ اطلاعات مدیریتی و اقتصادی

گزارشی از یک سفر

پایان هفته گذشته برای ما در مشفق بسیار خاطره انگیز بود. بودن در جمع خانواده بزرگ سهامداران رویدای است که مدت ها برای آن برنامه ریزی کرده بودیم. ساعت هشت و نیم صبح چهار شنبه بیست و هشتم خرداد سفر ما از پارکینگ بیهقی آغاز شد و با استراحتی کوتاه در مجتمع گردشگری مهتاب راهی هتل سبز نیاسر شدیم. به دلیل استقبال زیاد دوستان از برنامه سفر و محدود بودن محل اقامت، میهمانان ما در سه محل جا داده شده بودند نهار را همه باهم خوردیم و به استراحتگاه های خود رفتیم.  چون هوا گرم بود برنامه بازدید از کارخانه هامون نایزه و کارخانه در حال ایجاد فروسیلیس به ساعت شش بعد از ظهر موکول شد.

قبلا بسیار تلاش کرده بودیم که در هنگام بازدید دوستان بخش هایی از کوره بزرگ تولید فروسیلیس نصب شده باشد اما به دلیل مشکلات مالی و دریافت نکردن وام درخواستی امکان حمل تجهیزات از کارخانه سازنده فراهم نشد. بنابراین تنها پیشرفت فعالیت های ساختمانی بازدید شد. کارخانه هامون نایزه هم به برکت وجود مدیران پر تلاش آن فعال و پر هیاهوی کار بود. شب هنگام هم به ابتکار ایشان شامی به یادماندنی و خوشمزه را در محوطه باز کنار دفتر اداری در کارخانه خوردیم. فکر نمی کنم مزه ی خوب نوشیدن چند جرعه شربت خنک بیدمشک و گلاب و سپس آبگوشت و لوبیاب (اصرار بر ب آخر!) که غذای خاص کاشی هاست و آن کشک بادمجان تا مدت ها از یاد دوستان برود.

فرصتی بود تا در این دوران سخت که رکود و تورم توامان همچون بلایی نفسگیر بر صنعت کشور می تازد و هامون نایزه و مشفق هم درگیر آن هستند کمی با سهامداران گفتگو کنم. به دوستان گفتم که این دشواری ها در برنامه های توسعه ای ما خلل ایجاد نکرده است. بیشترین سرمایه ما در مشفق همین روابط صمیمی و صادقانه با سهامداران است.

پنجشنبه صبح زود برای ایراد یک سخنرانی و شرکت در میزگردی در دانشگاه تهران که به دعوت انجمن آموزش مهندسی ایران برگزار شده بود میهمانان خود را تنها گذاشتم و به تهران برگشتم. امیدوارم پس از آن که انجمن مزبور متن سخنرانی مرا روی سایت خود گذاشت پیوند آن را در همین وبلاگ بگذارم.

میهمانان هم طبق برنامه برای بازدید از غار چال نخجیر در ده کیلومتری نراق که از نوادر غار های آهکی جهان است رفته بودند. و هنوز در حال استراحت بعد از نهار بودند که به نیاسر برگشتم و توانستم به اتفاق گروه برای دیدن کاروانسرای مرنجاب در چهل کیلومتری کاشان برویم. یادگاری کهن از مجموعه کاروانسراهایی که در مسیر جاده ابریشم ساخته شده بوده است و اکنون با آرامشی که فقط در دل کویر می توان یافت به کردشگران لحظاتی دلپذیر را هدیه می کند. در کنار برکه ای که از آب دو قنات شور و شیرین لبالب است این فرصت را یافتیم که با خاموش کردن چراغ ها به دامن پرستاره شب خیره شویم و در خیال با کاروانیان ماجراجوی پهنه کویر هم سفر.

چه دلپذیر بود پس از خوردن جوجه کباب و نان، بی رعایت آدابی خاص بر قاچ های شتری هندوانه های قرمز و شیرین کویر گاز زدن! دل برداشتن از آن فضای لطیف و بازگشت به کاشان و نیاسر سخت بود. تا تن خسته خود را به بستر خواب کشاندیم شب از نیمه گذشته بود. صبح جمعه در آرامش صبحانه خوردیم و راهی تهران شدیم، با توقفی دیگر در رستوران مهتاب و ساعت سه و نیم بعد از ظهر برای همه پایان سفری بود خاطره انگیز که برای تکرار آن در فرصتی دیگر لحظه شماری خواهیم کرد.

سیل تشکر های حضوری و تلفنی شما یاران مشفق و اعضای خانواده گرانقدرتان گویای آن است که برنامه ریزی دوستان ما در مشفق و هامون نایزه مورد پسند شما بوده است. من هم از دوستانم در مشفق بخصوص دوست عزیزم رضا دانشفهیم و دیگر دوستان در هامون نایزه، محمود شریعتی و مهندس حسین شریعتی و فتح زاده که لحظاتی خوش برای همه ی ما آفریدند تشکر می کنم.

ناصر فلاح                          ششم تیرماه نود و سه

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را دنبال کنید، بوسیله‌ی RSS 2.0 خوراک.